از ترفندهای جاری دستگاه امنیتی آخوندها برای فرار از پاسخگویی و پوشاندن رسوایی هایش، استفاده از تاکتیک «آی دزد، آی دزد» و فرار به جلو برای در بردن خود است. به یمن هشیاری و حضور دائمی مقاومت ایران در صحنه، همواره مزدوران و تاکتیک های این نظام ضدبشری و قرون وسطایی، افشا و در معرض قضاوت مردم قرار گرفته است. اما خصیصه ویژه دجالیت این فاشیسم مذهبی، آن را وامیدارد که بعداز هر افشاگری، وقیح تر از قبل به میدان بیاید و بستانکار نیز بشود.
همه بیاد دارند پس از آبان۹۸ که مزدوران مسلح رژیم در عرض دو روز بیش از ۱۵۰۰جوان تظاهرکننده را با گلوله های جنگی انواع سلاحهای سبک، نیمه سنگین و تک تیراندازی به خاک و خون کشیدند، شمخانی دبیرشورای عالی امنیت نظام با وقاحتی مافوق تصور گفت: «بیش از ۸۵ درصد از جانباختگان رخدادهای اخیر در شهرستانهای تهران در هیچیک از تجمع های اعتراضی حضور نداشته اند و به صورت مشکوک با سلاحهای سرد و گرم غیر سازمانی کشته شده اند لذا اجرای پروژه کشته سازی از سوی معاندین در این منطقه قطعی است.» (خبرگزاری رسمی رژیم، ایرنا، ۲۱آذر۹۸)
زمانی نیز که سایت ایران افشاگر مزدور فرشید نصراللهی، مسئول سابق شعبه وزارت اطلاعات در زنجان موسوم به «نجاست» که در خارج کشور با فکل و کراوات، لغز سکولاریسم و دمکرات منشی می خواند را افشا ساخت، مزدور مربوطه به جای شرم و سرافکندگی، طلبکار هم از کار درآمده بود که: «چرا سازمان مجاهدین این انگها را به ما میزند؟ چرا هرکسی که از این فرقه… انتقاد میکند انگ مزدور میخورد؟ و برایش هم فرق نمیکند این میخواهد سعید بهبهانی باشد! این میخواهد ایرج مصداقی ده سال زندان کشیده باشد! یا [قربانعلی] حسین نژادی باشد که خانواده و زندگیاش را داده است!» (مزدور فرشید نصراللهی، تلویزیون وزارت اطلاعات موسوم به میهن تی وی، ۳۱شهریور۹۸)
زمانی که مزدور پرویز حیدرزاده هم پس از سالها افشاشدن و نگهداشتن او در خارج از کشور برای جاسوسی و دروغ پراکنی علیه مجاهدین، به زیر حاکمیت ملا فراخوانده شد، سایت وزارت اطلاعات با فرار به جلو ابلهانه ای طلبکاری کرد که چرا مجاهدین به او مأمور وزارت بدنام گفته اند: «حالا آقای حیدرزاده به ایران آمده بلافاصله سایت های فرقه واکنش نشان داده و بلافاصله وی مامور وزرات اطلاعات نامیده شد!» (سایت وزارت اطلاعات آخوندها موسوم به نجاست، ۴بهمن۱۴۰۰)
برهمین سیاق پس از اینکه ماهیت مزدوری یکی از مأموران دستگاه امنیتی رژیم در آلبانی، به اسم جرجی تاناسی، توسط اعضای مقاومت ایران برملا شده بود، فغان و فریاد مزدور مربوطه برآمد که این تهمت است و چرا مجاهدین به هرکس که مخالف آنهاست، برچسب مزدوری می زنند؟ و در این رابطه هم اقدام به شکایت قضایی کرد که البته در همان دادگاهی که شکایت کرده بود نیز محکوم شناخته شد. اما نکته جالب توجه اینکه در اثنای طی شدن همین پروسه حقوقی شکایت، کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران، خبر از حضور مزدور مربوطه که مدعی عدم ارتباط با وزارت بود، در هتل پارسیان اوین و دعوت او توسط دژخیمان وزارت اطلاعات آخوندها داد.
تاناسی مزدور البته پس از توجیه و فراگیری آموزشهای جنگ روانی آخوندها به حوزه مأموریت خود در آلبانی برگشت و طی این مدت از هیچ رذالت و دروغ پراکنی در ازای حقوق ماهانه مقرری اش توسط وزارت اطلاعات کوتاهی نکرد. نمونه ای از شیادی و دروغ سازی های این مزدور در ارتباط اینترنتی اش با یک شعبه وزارت اطلاعات در کردستان ایران بشرح زیر است: «دوستمون غلامعلی میرزایی که آمد ایران، الان زندگیش را میکند در کنار خانواده، نه کسی سرش را برید، برخلاف آنچه فرقه میکند[!]» (سایت وزارت اطلاعات آخوندها موسوم به نجاست، ۱۶اسفند۱۴۰۰)
در پشت این «دروغ پردازی» و اینکه «مجاهدین سر افراد را می برند» و «شیطان سازی» از مقاومت عادلانه مردم ایران، راستی چه کسی غیر از رژیم و دستگاه کشتار اطلاعات آخوندها قرار دارد؟
زمانیکه مجاهدین در عراق بودند، وزارت اطلاعات رژیم و مزدورانش، به اقتضای آن دوران، مدعی انباشت و پنهان نمودن تسلیحات کشتار جمعی عراق در قرارگاههای ارتش آزادیبخش و سرکوب مردم عراق توسط مجاهدین بودند و مابه ازای آن زندانهای عراق را مملو از هزاران تن [!] از «اعضای سابق (وناراضی) مجاهدین» توصیف میکردند! اما بعداز تعویض حاکمیت در عراق و مشخص شدن بطلان تمامی آن دعاوی مسخره، ناگهان مجاهدین وابسته به آمریکا از کار درآمدند که این بار «با لباسهای ضد گلوله و تفنگهای خودکار و پوتینهای مخصوص و یونیفرم نظامیان آمریکا» (روزنامه رسالت و جمهوری آخوندی ۱۳و۱۶اردیبهشت۸۲). در سرکوب مردم عراق شرکت می کردند!
حالا هم بعد از انتقال امن و سازمانیافتهٔ مجاهدین به آلبانی و بارز شدن موقعیت انقلابی جامعه با قیام دی۹۶ سیاست شیطان سازی و تروریسم علیه تنها آلترناتیو جدی نظام ولایت فقیه، به مثابه تنها راه برونرفت رژیم درمانده از بحران سرنگونی، به نیاز مبرم آن تبدیل شده. بی جهت نیست که رژیم ورشکسته آخوندی، در حضیض ناداری و افلاس با اختصاص بودجه های کلان از اموال مردم ایران، از طریق شبکهها و عوامل گوناگونش تلاش می کند کارزار لجنپراکنی و پخش اطلاعات دروغ علیه مجاهدین و مقاومت ایران را پیش ببرد.
نمونه بکارگیری مزدوران خارجی برای این منظور فراوانند. تجربه اندوزی از آخرین نمونه افشاشده آن بنام «کاترین پرز شکدم» که توانست با استفاده از «همین نیاز مبرم آخوندها به لجن پراکنی علیه مجاهدین»، خود را تا بالاترین نقطه هرم قدرت در حاکمیت هم نفوذ دهد و ستون نویس سایت خامنه ای شود، برای نشان دادن عطش دستگاه امنیتی به این شیطان سازی و لجن پراکنی ها، بخوبی گویاست:
«کاترین پرز شکدم: سه بار دیگر هم برای ملاقات با افرادی رفتم که علیه سازمان مجاهدین خلق فعالیت می کردند رفتم. اونا از من خواستن… خطری که اونها نه فقط برای ایران بلکه دنیا دارن (رو بفهمم) و با نوشتن ستون هایی در مطبوعات نسبت به این موضوع هشدار دهم، و همین کار را هم کردم…
مجری: آخرین دفعهایی که شما به ایران دعوت شدید از سمت چه کسی بود؟
کاترین پرز شکدم: سازمانی بود به نام فرودستان که علیه سازمان مجاهدین خلق کار می کرد.
مجری: رابطتان چه شخصی بود؟ می توانی به ما بگویی که چه کسی کار هماهنگی شما را انجام میداد در این دعوت؟
کاترین پرز شکدم: اگه بخوام باهات صادق باشم باید بگویم یادم نیست [!] اسمش علی یا همچین چیزی [!] بود، اسم کاملش یادم نمیاد. در کل، همه چیز خیلی ساده پیش رفت، آنها می خواستن به من توضیح بدهند که سازمان مجاهدین خلق کیست و چرا برای ایران مهم بود که با این گروه تروریستی مقابله کند؟ آنها برای من مطالب، لینک ها و مواردی از این دست می فرستادند و من فهمیدم که این گروه توسط سعودی ها و برخی مقامات آمریکایی حمایت شده…» (یوتیوپ حکومتی عبدی مدیا ۱۸فروردین۱۴۰۱)
وحالا دیگر پس از برافتادن پرده از سرمنشاء این اراجیف و پس از صدور حکم دادگاه دورس علیه جرجی تاناسی، مزدور مربوطه به همراه دو مزدور دیگر به نامهای «داشامیر مرسولی» و «ولادمیر ویزی» به شعبه جاسوسی و تروریست پروری وزارت اطلاعات آخوندها در حاکمیت آخوندها فراخوانده شدند تا در تهران، اصفهان، شیراز و مشهد نسبت به مأموریت های آتی خود توجیه شوند.
فضیحت اینگونه سفرهای زنجیرهای مزدوران محلی اطلاعات آخوندی از خارجه به ایران و دیدارشان با مأموران افشاشده و خائنی چون ابراهیم خدابنده، غلامعلی میرزایی و پرویز حیدرزاده برای توجیه و آموزش حرفهٔ کثیف کسب اطلاعات، شیطانسازی و هموار کردن راه تروریسم علیه مجاهدین به آنجا رسیده است که دستگاه وزارت مفلوک اطلاعات نیز با دست باز و با انتشار تصاویر این سفر توطئه گرانه و خباثت آمیز، دیگر پوشاندن حقیقت را مثمر ثمر نمی بیند و وابستگی تمام عیار اینگونه مزدوران به ارگان جنایت و سرکوب رژیم را برملا می سازد. اسنادی که برای روز عدالت و حسابرسی از جنایات فاشیسم مذهبی دیگر نمی توان آنها را اتهامات مجاهدین خواند و برای هر وجدان منصفی، قابل حاشا کردن نیست.
از صاحب این قلم در ایران افشاگر بخوانید:
پژواک صدای وزارت بدنام از دهان مأموران خارج کشوری- محسن معصومی
ایرج مصداقی و منابعش در نیروی قدس و آرشیو وزارت اطلاعات – محسن معصومی
مرزبندی با مجاهدین جدی ترین شاخص ارزیابی در رژیم آخوندها – محسن معصومی
خدمت رسانی تروریستی به باند مغلوب فاشیسم مذهبی از طریق دله دزدی – محسن معصومی
دزد مکاری که به کاهدان زد! – به قلم محسن معصومی
میهنپرستی انقلابی و قدرتپرستی بیوطنانه – محسن معصومی
