این روزها خبری درباره فیلمی علیه مجاهدین با موضوع کودکان کمپ اشرف، توسط مزدوران و سایتهای رژیم منتشر میشود. خبر توجه مرا که یکی از هزاران کودکی هستم که توسط همین رژیم و پاسداران جنایتکارش به جبهه جنگ ضد میهنی فرستاده شده بودم، جلب کرد. با خواندن خبرهایش وظیفه انسانی خود دانستم که برای ثبت در تاریخ و روشنگری هموطنانم بهعنوان یک شاهد، این مطلب را بنویسم. باشد تا مزدوران و مأموران وزارت اطلاعات که وظیفه جابهجا کردن جای ظالم و مظلوم و نقش امداد غیبی برای خلیفه ارتجاع را دارند، هر چه بیشتر رسواشوند.
وزارت بدنام اطلاعات توسط مشتی مزدور اقدام به تولید فیلم دیگری با نام «کودکان کمپ اشرف» علیه مجاهدین کرده است. فیلمی که بهگفته سازندگان آن ۵سال بابت ساخت آن هزینه کردند. متخصصان امور و دستاندرکاران فیلم و سینما بهخوبی آگاهند که ساخت یک فیلم قابل عرضه در سینما نیاز به چه پشتیبانی مالی و امکاناتی و… دارد.
این بار هدف اول دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم تاثیرگذاری بر روی عواطف شهروندان اروپایی آنهم موضوع کودکان است که جوامع غربی به آن حساس هستند تا از این طریق خط شیطانسازی از مجاهدین را پیش ببرند. چرا که گسترش حمایت بینالمللی از مجاهدین و مقاومت ایران آن روی سکه حمایت از مجاهدین در داخل کشور و به منزله سرنگونی تمامیت این رژیم است.
برایم این سؤال پیش آمد که واقعاً چه اتفاقی افتاده که بعد از گذشت چندین سال که این جماعت مشغول زندگی در اروپا با بهترین امکانات بودهاند، به فکر کودکان (آن هم کودکان۳۰-۳۵سال پیش!) در اشرف که اکنون هر کدام زنان و مردان ۳۵-۴۰ساله هستند، افتادهاند؟
راستی چرا وقتی همان باصطلاح کودکان در اشرف و لیبرتی در سالیان قبل زیر شدیدترین حملات نیروی تروریستی وابسته به رژیم بودند، کسی به فکر آنها نبود تا از آنها فیلم بسازد که زیر خطر هستند؟
همین کودکان! که حالا مأمور وزارت شده و در جهت اهداف رژیم فیلمسازی میکنند زمانی که پیش مجاهدین بودند بهترین امکانات در حد مقدورات آن زمان در اختیارشان بود. امیر یغمایی یکی از همین مزدوران است که در این شوی آخوندی شرکت دارد.
او کسی است که عمویش ابوالقاسم یغمایی مأمور وزارت اطلاعات نجات یزد و پدرش خائن مزدور اسماعیل یغمایی است که در فرانسه مأموریت شیطانسازی مجاهدین را در کنار همپالگیهای هم رنج خودش مثل مزدور ایرج مصداقی انجام میدهد.
با این توضیحات مقدماتی بهتر است به موضوعی که خودم قصد نوشتن آنرا داشتم، بپردازم یعنی کودکان پرپر شده میهنم در جنگ ضدمیهنی بر روی مین توسط همین رژیم آخوندی.

سؤالم از آنهایی که خودشان را در اختیار وزارت بدنام اطلاعات گذاشتهاند این است که راستی چرا درباره آن هزاران هزار کودک ایرانی که یکی از آنها خود من بودم و خمینی ضدبشر به تنور جنگ ضدمیهنی میفرستاد حرفی نمیزنید و فیلمی نمیسازید؟
چرا امثال شما از آن کودکان سوخته در تنور جنگ خمینی هیچ فیلمی درست نمیکنید؟
در سال۱۳۶۱، وقتی شانزده ساله بودم که همراه دوستانم از سر کلاس درس به جبهه جنگ فرستاده شدیم.

خیلی از همکلاسیهایم با فرستادن روی مین، به شکل فجیعی کشته شدند و فقط تعدادی از ما زنده ماندیم و به اسارت نیروهای عراقی درآمدیم. من در سال۱۳۶۸ به درخواست خودم به ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوستم و لباس شرف و افتخار ارتش آزادی را به تن کردم.
هنوز بعد از سالیان فریاد همکلاسیهایم که در میدان مین گیر کرده بودند و پیدرپی روی مین میرفتند و تکهتکه میشدند در گوشم است.
هرگز فراموش نمیکنم یکی از پاسداران در تاریکی شب لباس سفید پوشیده و سوار بر اسب سفید، همیشه هنگام حمله از تاریکی بیرون میآمد و ما را تشویق به حمله و رفتن به بهشت میکرد.

بله روی سخنم با آنهاست که چرا در این رابطه هیچ مطلبی نمینویسند؟ چه رسد به ساختن فیلم. اگر واقعاً دلسوز کودکان هستید از جنایات این رژیم در حق کودکان بنویسید و فیلم بسازید و جهان را آگاه کنید.

رفسنجانی در آبان ۱۳۶۷در نماز جمعه اعتراف کرد که، در جنگ ضدمیهنی ۳۶هزار کودک دانشآموز در جبههها جان خود را از دست دادند.
به گفته وزیر آموزش پرورش رژیم، در سال۶۷ در جنگ ۴۵۰هزار دانشآموز به جبههها فرستاده شدند.
اما چرا از بهترین دوران زندگی من و امثال من یک فیلم و یک مطلب نمیسازند و نمینویسند که در آن سن و سال باید کنار پدر و مادر و خانواده باشیم، ولی از کلاسهای درس و تحصیل به جنگی بیهوده فرستاده شدیم و بهخاطر جنگطلبی خمینی مجبور شدیم ۷سال در اسارت باشیم؟
چرا حتی یککلام حرف هم نمیزنید؟ چرا و چراهای دیگر…
بله لطف کنید یک فیلم هم برای آنها و حداقل بهیاد آنها بسازید.
البته نخواهید کرد چون ریگی در کفش دارید.
اما مقامات رژیم پیشاپیش اعلام کردهاند که هدف از برگزاری باصطلاح دادگاههای نمایشی و ساخت اینگونه فیلمها برگرداندن ورق علیه مجاهدین و مقابله با پیشرویهای مقاومت مردم ایران در سطح بینالمللی و داخلی است.
فیلم مسخره «سرهنگ ثریا» در داخل و قل دیگرش باصطلاح فیلم «کودکان کمپ اشرف» در سوئد هر دو یک هدف را دنبال میکند.
هر چند مردم ایران آگاهتر از این حرفها هستند که این شیطانسازیها آنها را بفریبد.
به خلیفه ارتجاع میگویم، «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت». هرکار هم بکنید حتی اگر دنیا هم پشت شما بیاید (که دیگر نخواهد آمد و دستتان برای دنیا رو شده) ما مجاهدین سوگند خوردیم که حتی اگر یک مجاهد هم روی زمین باقی مانده باشد حکومت ضد بشری شما را سرنگون و ایران زمین را آزاد و آباد میکند. این حکم تاریخ و تکامل است.
حرف ما با شما یکی بیشتر نیست، بجنگ تا بجنگیم.
در پایان آیه قرآن را یادآوری میکنم که «أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ» آیا صبح آزادی و بهروزی ایران زمین بعد از این همه رنج و شکنج نزدیک نیست؟
بیتردید ایران زمین آزاد میشود و روسیاهی و تباهی از آن خیانتکاران به مردم و کشور و رژیم جهل و جنایت آخوندی است.
حسین رضوی- اشرف۳
بهمن۱۴۰۲









