به یاد مجاهدان خلق حسین پویان و محمدعلی زاهدی
اثبات یک راه و جوشش خونهایی که از پیکر مقاومت بر زمین ریخت
روز ۱۳ مرداد ۱۳۸۴ رژیم تروریست و جنایتکار ولایتفقیه در اقدامی رذیلانه دست به آدمربایی دو مجاهد خلق زد و اینک ۱۷ سال از ربوده شدن مجاهدان خلق حسین پویان و محمدعلی زاهدی در یکی از خیابانهای بغداد، میگذرد.
در شرایطی یاد این دو مجاهد خلق را گرامی میداریم که گردهمایی سالانه سه روزه مقاومت ایران (کهکشان بهسوی پیروزی) با موفقیت و شکوهی کمنظیر به مرحله اجرا درآمد و به کوری چشم رژیم و خامنهای و به یمن راهبری خواهر مریم و تلاشهای همه مجاهدین که دستاندرکار این رژه پیروزی بودند، اثرگذاری گردهمایی «ایران آزاد» و ضربه خردکننده سیاسی آن را که بر نظام ولایت وارد آورد، بهخصوص از واکنش سراسیمه و هیستریک رژیم میتوان دریافت. رژیم چنان دچار جنون وحشت شد که طاقت نیاورد لااقل تا پایان برنامه صبر کند و سخنگوی خود را سراسیمه و پابرهنه به صحنه فرستاد تا علیه مجاهدین و گردهمایی شکوهمندشان عقدهگشایی کند.
بعد پیام سخنگوی مجاهدین را شنیدیم که خطاب به «بزمجه نظام» در وزارت خارجه ولایتفقیه گفت: «جنون گاوی و سوزش و سوتهدلی که سرتاپای نظام را فراگرفته قابلفهم است، اما عقدهگشایی و استفراغات ولایتی دیگر اثر ندارد. برای محاکمه و قرار گرفتن در برابر عدالت و قانون به خاطر نسلکشی و جنایت علیه بشریت آماده شوید!»
در سومین روز کهکشان که با عنوان «جهان با جنبش دادخواهی» برگزار شد، همه شاهد رژه خیرهکنندهای با شرکت برجستهترین شخصیتهای سیاسی از سراسر جهان بودیم؛ که همه یک حرف و یک پیام واحد را بیان میکردند: تنها راه تغییر واقعی در ایران، حمایت از مقاومت قدرتمند و قیام مردم ایران است.
واقعیت سرسخت در صحنه سیاسی کنونی این است که یکطرف مجاهدین و مقاومت خونبارشان قرار دارد و در طرف دیگر رژیم سراپا فاسد و جنایتکار که تمامیت آن در مقابل مردم و مطالبات به حقشان قرار گرفته است. دوران بازی اصلاحطلبی و اصولگرایی به سر رسیده است. خامنهای سردمدار اصلی دشمنان مردم ایران، با روی کار آوردن رئیسی جلاد نقاب از چهره برداشت و یک دوران تاریخی بسر رسیده است.
سال ۱۳۸۴ با روی کار آمدن احمدینژاد که خلیفه ارتجاع برای تکپایه شدن نظامش به آن تن داد، تروریسم افسارگسیخته ولایتوقیح توسط عناصر سپاه قدس و مزدوران محلی آنها به اسم سپاه بدر شتاب بیشتری به خود گرفت تا با ایجاد ترور و آدمربایی در عراق بهزعم خودشان بر عمر ننگینشان بیفزایند. آن روزها مثل امروز، که رژیم مجبور شده دست از بازی «اصلاحطلب – اصولگرا» بردارد و یکبار دیگر شانس خود را با روی کار آوردن رئیسی جلاد و وحوش گوشخوار و چوبزنها… بیازماید، هنوز طشت رسوایی و تروریزمی که میراث خمینی ملعون و ضدبشر است، از بام جهان بر زمین نیفتاده بود و هنوز برخیها چشم به مدراسیون موهوم در درون نظام داشتند، پدرخوانده تروریزم را ناجی منطقه معرفی کرده و تیغ را بر گردن فرزندان مجاهد مقاومت ایران تیز میکردند، تنها مقاومت سترگ مردم ایران و فرزندان مجاهدش بودند که رودررو و در جنگی نابرابر، در سختترین شرایط به پایداری قهرمانانه در سنگر شرف و افتخار قرارگاه اشرف ایستادگی میکردند. در چنین شرایط سخت و طاقتفرسایی بود که مجاهدین خلق حسین پویان و محمدعلی زاهدی در راستای خودکفایی و استقلال مجاهدین حین انجام یک مأموریت تدارکاتی در بغداد، توسط عناصر تروریست سپاه قدس و مزدوران سپاه بدر ربوده شدند و تا امروز از سرنوشت آنها خبری نیست.
مجاهدان خلق حسین پویان و محمدعلی زاهدی را پس از آدمربایی، به وزارت کشور عراق برده و سپس آنها را به خانههای امن در جادریه بغداد، منتقل کردند. همان زندانهای مخوفی که توسط سازمان مجاهدین افشا و علنی شد و بعدا جهان شاهد جنایتهای هولناکی که در آنجا بوقوع پیوسته بود، قرار گرفت. در ابتدا رژیم میخواست با انواع شکنجهها و تطمیع و ارعاب این دو مجاهد خلق را وادار به شکستن مقاومتشان کرده و بهزعم خود از آنها در شوی تلویزیونی علیه مقاومت و مجاهدین استفاده تبلیغاتی کند. رژیم ولایتفقیه و دولت دستنشاندهاش در عراق هرگز به این عمل کثیف و جنایتکارانه اذعان نکردند تا هم دست بازتری در شکنجه و آزار مجاهدین ربوده شده داشته باشند و هم در پاسخگو نبودن جنایتشان راه گریز داشته باشند.
هیهات که رژیم و مزدورانش هیچگونه درکی از مجاهدین و عمق ایمان و اعتقاد آنها به حقانیت راه و آرمانشان نداشته و ندارند. کسانی که تا بن استخوان به پیمانها و سوگندهایشان با خلق محبوب و رهبریشان وفادار ماندند و نشان دادند که عزم جزم مجاهدین برای سرنگونی، خش برنمیدارد. حقانیت و پاکی خونهایی که از پیکر مقاومت تا به امروز بر زمین ریخته شده است، اینک با ورود رژیم به فاز سرنگونی به بلوغ و شکوفایی خودش رسیده است. این رژیم جنایتکار است که به نقطه پایانی عمرش نزدیکتر میشود و با آمدن یک جلاد در راس دولت منفورش، بیش از پیش مورد تنفر داخلی و انزجار جهانی قرار گرفته است.
واقعیت این است که رژیم ولایتفقیه، بعد از گردهمایی سالانه مقاومت در سال۱۴۰۰ و بعد از محکوم شدن دیپلمات تروریستش در دادگاه بلژیک، تغییر دوران و پیام آن که همانا سرنگونی و تغییر این نظام ننگین توسط مردم و مقاومت سازمانیافته با کانونهای شورشی برخاسته از دامان مردم ایران نیست. این همه یقهدرانی سرکردگان رژیم نه بیحکمت است و نه عاری از این حقیقت. بدون شک سرنگونی به دست توانای ارتش آزادیبخش و جوانان غیور و شورشی ایرانی محقق خواهد شد.
مقاومت ایران هم چنانکه پیش از این بارها اعلام کرده است، سران این رژیم جنایتکار و رئیسی جلاد۶۷ را برای پاسخگویی به همه جنایات ۴۳ ساله، همه آدمرباییها، ترورها و اعدامهایش، بهخصوص قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷، به شرکت در دادگاه جنایی بینالمللی با حضور مقاومت ایران و هزاران شاهد این جنایتها در داخل و خارج ایران فرامیخواند. روز حسابرسی در پیش است.
