اعتراف مهدوی کنی به‌عظمت مجاهدخلق حمید خادمی – چرا می گوئیم انقلاب57 توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت نوزدهم )

آخوند محمدرضا مهدوی کنی: حمید خادمی جزو بچه‌های خیلی قرص مجاهدین بود. خیلی هم شکنجه دیده بود... تمام پوستش را کنده بودند

اعتراف مهدوی کنی به‌عظمت مجاهدخلق حمید خادمی در زندانهای شاه خائن

اعتراف مهدوی کنی به‌عظمت مجاهدخلق حمید خادمی – چرا می گوئیم انقلاب57 توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت نوزدهم )

اعتراف مهدوی کنی به‌عظمت مجاهدخلق حمید خادمی

مقایسه‌ای بین انقلابیون راستین میهن که در اوج دیکتاتوری شاه با مقاومت‌جانانه خود قدرت جهنمی ساواک را درهم شکستند، با فرصت‌طلبان میوه‌چینی که تنها، خودرا برسر سفره آماده انقلاب رساندند

آخوند مرتجع محمدرضا مهدوی کنی که از روز نخست به قدرت‌رسیدن خمینی تا روز مرگش، در بالاترین مناصب حکومتی نظام پلید ولایت‌فقیه مسئولیت داشته است (از شورای انقلاب دست‌ساز خمینی تا وزارت کشور و نخست‌وزیری و شورای نگهبان ارتجاع و نهایتاً هم ریاست مجلس خبرگان آخوندی) در خاطرات خود که خبرگزاری سپاه پاسداران انتشار داده است به نقل خاطره‌ای از شهید قهرمان مجاهدخلق، حمید خادمی در زندان‌های شاه می‌پردازد که برای مقایسه انقلابیون راستین در سخت‌ترین روزهای مبارزه، با فرصت‌طلبان میوه‌چینی که فقط خود را هنگام سفره آماده انقلاب رساندند، بسیار قابل‌تأمل است. توضیحاً اینکه مهندس حمید خادمی تحصیل‌کرده دانشگاه صنعتی آریامهر در زمان شاه و از اعضای سازمان مجاهدین‌خلق ایران بود که در سال1354 دستگیر و به‌شدت شکنجه شد. او مدت‌ها زیر اعدام بسر می‌برد و نهایتاً در بیدادگاه نظامی شاه به حبس ابد محکوم شد. مجاهد قهرمان حمید خادمی در زمره آخرین گروه زندانیان‌سیاسی بود که به همت خلق قهرمان ایران در دی‌ماه57 از زندان‌های سیاسی شاه آزاد شد و فعالیت‌های مبارزاتی خود در صفوف مجاهدین‌خلق ایران را در بیرون از زندان پی گرفت. سرانجام این فرزند شجاع و دلاور مردم گلپایگان که از محبوبیت بی‌نظیری در میان همشهریان خود برخوردار بود، روز12اردیبهشت61 دریکی از پایگاه‌های مجاهدین در تهران، در نبردی حماسی و قهرمانانه با پاسداران ظلمت و تباهی به شهادت رسید و در تاریخ مبارزات آزادی‌خواهانه مردم‌ایران جاودانه شد.

«موجود عجیب و غریبی بود.»

آخوند محمدرضا مهدوی کنی در خاطراتش می‌گوید:

«… در سلولهای انفرادی، زندانی‌ها را پشت سر هم می‌آوردند و می‌بردند و از این آوردن و بردن هم غرض داشتند که شاید ما خصوصی حرف بزنیم و آنها در خلال بازجوییهای‌شان چیزهایی در بیاورند، لذا در این دو ماهی که من در انفرادی بودم خیلی افراد را آوردند و بردند.

یکی از آنها هم خواهر زاده آیت‌الله صافی بود که جزو مجاهدین (منافقین) بود و بالاخره بعداز انقلاب هم کشته شد. نامش خادمی بود و جزو بچه‌های خیلی قرص منافقین بود و خیلی هم شکنجه دیده بود. طوری که تا بالای ساق پایش زخم شده بود. تمام پوستش را کنده بودند و دوباره وصله کرده بودند، تمام پاهایش وصله‌ای بود. موجود عجیب و غریبی بود.

وقتی ما وارد زندان اوین شدیم مشاهده کردیم که زندان در دست چپی‌ها و به‌خصوص کمونیست‌ها و ملحدین است.

منافقین فعلی ـ که آن زمان به آنها مجاهدین می‌گفتند ـ سردمدار بچه‌مسلمانها بودند و چون از مسلمانها گروهی معارض و مبارز سازمان‌یافته و تشکیلاتی مثل اینها نبود ـ گر چه گروههای دیگر هم مثل منصورون بودند، اما اینها زیاد تشکیلاتی نبودند ـ بیشتر بچه‌ها در زندان جذب اینها می‌شدند…»

خبرگزاری سپاه پاسداران خامنه‌ای موسوم به فارس اول آبان93

اعتراف مهدوی کنی به‌عظمت مجاهدخلق حمید خادمی
محمدرضا مهدوی کنی و ابراز شگفتی از تحمل و روحیه قهرمان مجاهدخلق، حمید خادمی در زیر شکنجه‌های ساواک آریامهری. قهرمانی که توسط جلادان خمینی نهایتا به شهادت رسید

سایت حکومتی مشرق وابسته به ارگانهای امنیتی رژیم نیز درتاریخ 28آبان1394 با نقل مطلبی با همین مضمون به شیفتگی آخوند محمدرضا مهدوی کنی نسبت‌به قهرمانی مجاهدخلق «حمید خادمی» اشاره می‌کند:

«تعاریف بسیار زیاد ایت الله کنی از کسانی مانند حمید خادمی که مجاهد هم بند اوبوده در کتاب ابوذر زمان موجو د است» (سایت حکومتی مشرق نیوز 28آبان94)

محمدرضا مهدوی کنی و شیفتگی اش نسبت به پاکبازی مجاهدین خلق ایران در شکنجه‌گاه‌های شاه

صحنه‌ای از لحظه آزادی مجاهدقهرمان «حمید خادمی» از زندان‌های‌سیاسی شاه درسال1357، به‌همت خلق قهرمان:

مجاهد خلق، حمید خادمی در آستانه خروج از زندان سیاسی، در جریان انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران

لینک به زندگی‌نامه شهید قهرمان، حمید خادمی از زندانیان سیاسی زمان شاه و عضو سازمان مجاهدین خلق ایران که به‌دست دژخیمان خمینی جلاد به‌شهادت رسید

برای مشاهده قسمت‌های دیگر این مجموعه، روی لینک‌های زیر کلیک کنید:

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت اول)  

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت دوم)  

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت سوم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت چهارم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت پنجم)  

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت ششم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت هفتم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت هشتم)  

 چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت نهم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت دهم)  

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت یازدهم)  

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت دوازدهم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت سیزدهم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت چهاردهم)  

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت پانزدهم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت شانزدهم)

 چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت هفدهم)

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت هجدهم)  

چرا می گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت بیستم)

 

خروج از نسخه موبایل